میتوانید برای ادامه پادکس صوتی از موزیک پایین و یا از کانال ما در تلگرام استفاده کنید ادرس t.me/disc-academy مراجعه کنید

لینک دانلود پادکس صوتی گفتگو عاشق برای دانلود روی لینک کلیک کنید

۱٫ بر نکات مثبت تاکید کنید و فرزندتان را به ‌خاطر بهتر شدنش تشویق کنید. بر رفتاری که شما می خواهید توجه بیشتری کنید، نه به رفتاری که شما و او را به چالش می کشد. در مورد رفتارش اظهار نظر کنید: ” آرش، آفرین تو زودتر اتاقت را مرتب کردی!” لبخند زدن، در آغوش گرفتن، لمس دستها، به هم فشردن (به آرامی و به طور طبیعی) همه تاثیر دارند. آنها را مشاهده کنید و آنها را ستایش کنید. خود را بیازمایید: چند روز در این هفته فرزند خود را ستایش کرده اید؟ ۲۲٫ اطمینان حاصل کنید که فرزند شما می داند چه رفتاری”درست” است، نه اینکه فقط بداند رفتار “اشتباه” چیست. بنشینید و توضیح دهید که چرا یک رفتار خاص برای آنها و برای شما ایجاد مشکل می‌کند. در حل یک مشکل و برای راه های جایگزین رفتاری از خودش سوال بپرسید. برای مثال، “آرش چرا جلوی درپشتی جای خوبی برای پارک دوچرخه نیست؟” ممکن است فرزند شما هرگز به این مورد فکر نکرده باشد. هنگامی که فرزند شما رفتار اشتباهی دارد قبل از بیان آنچه که از آنها در اصلاح رفتارشان می خواهید، با صدایی آرام و شفاف توضیح دهید که چه کاری انجام داده‌اند و اینکه چرا کارشان غیر قابل قبول است. خود را بیازمایید: آخرین زمانی که فرزند شما بدرفتاری کرده، آیا توانسته اید توضیح دهید که چرا این رفتارش مشکل داشته است؟ ۳۳٫ قوانین روشنی ایجاد کنید اما تنها در مورد چیزهای با ارزشی که در مورد آنها نگرانید. اتاق کثیف ناراحت کننده است اما زندگی را تهدید نمی کند تا زمانی که باکتری ها شروع به رشد در آن مکان کنند در عوض ورود به خلوتگاه درونی خواهر ۱۴۴ ساله اش بدون ضربه زدن به در اتاقش کار خطرناک تر و اشتباه تری است. بنابراین تصمیم بگیرید که در مورد سه رفتاری که نمی توانید آنها را تحمل کنید، بچه ها را بنشانید و مجموعه ای از قوانین را تنظیم کنید که بیانگر بایدهای رفتاری‌شان باشد. بحث و مجادله نکنید. شما بزرگتر از آنها هستید و تنظیم قوانین درست بخشی از شرح وظیفه شماست: “همه در خانه ما با کلمات خوب با یکدیگر سخن می گویند بدون هیچ تحقیر و توهینی”، “فقط بزرگترها تلویزیون را روشن می‌کنند”، “غذا را پس از باز کردن کیف مدرسه و قراردادنش در اتاق می‌آوریم.” خود را بیازمایید: آیا فرزندتان می‌تواند سه قانون اصلی در خانه‌ را بگوید؟ ۴۴٫ رفتار خوب را برای فرزندتان آسان کنید و چند انتخاب به او بدهید: ” می توانی تکالیفت را حالا، یا ۱۰ دقیقه ی دیگر پس از دیدن کارتون انجام دهی” مطمئن شوید که هرکس در خانواده همانطور که انتظار می‌رود به قوانین پایبند است. قوانین باید عادلانه باشند. از اینکه فرزندن‌تان را در گوشه ای گیر بیاندازید اجتناب کنید. سعی کنید به صورت انعطاف پذیر و با پیدا کردن راه حل هایی که در اطرافتان هستند، مشکلات را حل کنید. خود را بیازمایید: آخرین باری که از فرزندتان خواستید تا کاری را انجام دهد، آیا به او حق ‌انتخاب‌ دادید؟ ۵۵٫ از بحث اجتناب کنید. شما مالک خانه هستید. شما ماشین را می‌رانید. شما قوانین را تنظیم می‌کنید. وارد شدن به بحث و جدل تنها مسئله را تشدید می کند. آن نوع رفتاری را که می خواهید در فرزندتان ببینید در خودتان شکل دهید. آرام بمانید، قوی و باثبات صحبت کنید. مجددا قوانین را بیان کنید. اگر جیغ زدند سکوت کنید و برای مدت کوتاهی در اطراف راه بروید. این قانون اساسی را تنظیم کنید: فرزند شما حق بیان نظراتش را دارد اما نه با جیغ‌کشیدن. خود را بیازمایید: آخرین باری که شما در خانه داد زدید چه زمانی بود؟ ۶٫ به سرعت و به طور مستقل عمل کنید. زمانی که به خانه می آیید برای انجام کاری او را تهدید نکنید. هنگامی که شخصی به خانه می آید عملکردش را تهدید نکنید. مستقیما با خودش مسئله را حل و فصل کنید. اطمینان حاصل کنید که قوانین شما در قلمرو شما اعمال می شود و اجازه دهید قوانین دیگر در خانواده های دیگر اجرا شود. کودکان قادر به تعامل با دو محل با قوانین متفاوت هستند. آنها خود را با قوانین مدرسه، تیم های ورزشی و خانه مادر بزرگ تطبیق می‌دهند. آنها نمی توانند با دو محل با هیچ قانونی سر و کار داشته باشند. به فرزندتان نشان دهید که شما یک تیم بزرگ هستید و خودتان می‌توانید مسائل‌تان را حل و فصل کنید. خود را بیازمایید: آیا شما تا به حال از جمله ی “صبر کن تا وقتی که …. به خانه بیاید” استفاده کرده اید؟ ۷۷٫ اجازه دهید فرزند شما عواقب رفتارش را تجربه کند. در سن خاصی، فرزند شما آماده رویارویی با دنیای واقعی است. در حال حاضر کار شما کمتر محافظت کردن از آنها و کمک بیشتر به آنها برای درک واقعیت های خشن است. مثلا کودکانی که خیلی کج خلقی می‌کنند، به وضوح قادر به حضور در جشن تولدها نیستند. بگذارید آنها به جشن تولد بروند آنگاه آنها خودشان این موضوع را درک خواهند کرد. اگر وسیله ای را از خواهر یا برادرشان گرفتند و آن را شکستند می توان با پول تو جیبی هفتگیشان یا از پول آنها برای خرید شکلات، چیپس و یا بستنی هایشان خسارت را بازپرداخت کرد تا با عواقب کارشان از این طریق آشنا شوند. در این حالت آنها را نجات داده اید. خود را بیازمایید: آخرین باری که فرزندتان را با انجام کاری در درک عواقب رفتارش کمک کرده اید چه زمانی بوده است؟ ۸۸٫ از لیستها استفاده کنید. پس از بیست سال رفتن به سوپرمارکت، پدر و مادر ها هنوز هم در هر زمان از لیستها استفاده میکنند! یادآوری کارهایی که فرزندتان باید هر روز صبح انجام دهد، ممکن است زمان زیادی ببرد. لیستی بنویسید، آن را روی یخچال قرار دهید و پس از آن سرزنش کردن را متوقف کنید. فقط توجه فرزند خود را به‌طور مستقیم به لیست معطوف کنید. بعضی از یخچال ها دارای لیست‌های فهرست‌‌بندی شده برای صبح هستند. لیست هایی برای بعد از مدرسه، لیست هایی برای کارهای که در خانه باید انجام شود، لیست برای کارهایی که باید در آخر هفته از دست پدر ستانده شود. خود را بیازمایید: فرزندان شما چند لیست بر روی در یخچال دارند؟ ۹۹٫ از رفتار فرزندتان لذت ببرید. نگاهی علاقه مندانه به دوستانشان، پیشرفت در مدرسه، فعالیت ها، شیرین‌کاری‌های جدیدشان و غیره داشته باشید. به جای صحبت‌کردن با دوستان‌تان در مورد بحث‌های جنبی راجع به فرزندان، به آنها افتخار کنید. از کلمات مثبت استفاده کنید. “آرش “با روحیه” و ” پر انرژی “است.” درباره رفتار و یا کاری فکر کنید که فرزندتان در حال یادگیری آن است: شما در حال کمک به آنها برای یادگیری مدیریت خشم و سایر احساسات، چگونگی به اشتراک گذاشتن و چگونگی زندگی مسالمت آمیز با دیگران هستید. کمک به آنها به منظور توسعه ی مهارت های زندگی برای تبدیل شدن به فردی شاد و مستقل و با اعتماد به نفس است. خود را بیازمایید: چند روز در این هفته شما چیزی مثبت در مورد فرزندتان به کسی گفته اید ؟

هر کسی به نوعی کارها را به تعویق می اندازد. گاهی اوقات این پشت گوش انداختن ها به عنوان سرگرمی است گاهی اوقات انجام دادن کار دقیقا قبل از ضرب العجل بسیار انگیزه دهنده است. حتی گاهی اوقات به تعویق انداختن به عنوان راهی برای سر باز زدن از یک کار سخت می باشد، به بهانه اینکه کار را زمانی انجام می دهیم که انرژی بیشتری داریم و آماده تر هستیم. اما دیر یا زود، به تعویق انداختن دائمی کارها عملکرد شغلیتان را مختل خواهد کرد. همچنین با ایجاد نگرانی، ترس و استرس اضافی بر روی خلق و خو و حالت روحی مان تاثیر می گذارد. بخصوص برای افرادی که در مسند رهبری قرار دارند، به تعویق انداختن ممکن است باعث شود که همرده ها و کارکنان احساس کنند که پیشرفتشان به کندی اتفاق می افتد. اگر دچار مشکل به تعویق انداختن کارها شوید خواهید دید که چه بر سرتان می آورد. اینجا ۹ راه برای تغییر رفتارتان وجود دارد که بتوانید با بهره وری بیشتری کار کنید. یکی از ارزش های افزوده ترک این کار این است که احساس شادی بیشتر، نگرانی و استرس کمتر و اعتماد به نفس بیشتری نسبت به اثر بخشی تان خواهید داشت. ۱٫ کارهایتان را بنویسید. کارهایی را که به تعویق انداختید یادداشت کنید. با این کار پروژه ها جلوی چشمتان قرار دارد و نمی توانید به راحتی آنها را پس بزنید. ۲٫ احساساتتان را شناسایی کنید. روانشناسان اذعان کردند که تعویق یک واکنش احساسی است که یکی از سه احساس اصلی آن را هدایت می کند. چه چیزی شما را هدایت می کند؟ آیا به عنوان مثال آن احساس ترس است که باعث می شود کاری را به خوبی و به موقع به انجام نرسانید؟ آیا آن احساس خشم است، شاید به دلیل اینکه شما مجبورید کاری انجام دهید که از انجامش متنفرید؟ آیا به عنوان مثال آن احساس ناراحتی است، بدلیل اینکه شما حس می کنید کفایت لازم برای انجام آن کار را ندارید؟ به صورت عمقی احساساتی که در پشت کند کار کردنتان نهفته است را شناسایی کنید. ۳٫ احساساتتان را بیرون بریزید. ترس، خشم و غم احساسات مطلقی در بدن هستند که شما را دچار مشکل می کنند. اگر به نحوی مؤثر و فیزیکی ابراز نشوند همچنان در درونتان باقی خواهند ماند که باعث ایجاد فشار درونی می شوند. درمحیطی که فقط خودتان هستید برای رهایی از ترس بدنتان را به صورتی اغراق امیز بلرزانید، برای آزاد کردن خشم به بالش مشت بزنید یا هنگام راه رفتن پاهایتان را به زمین بکوبید ، برای خلاص شدن از ناراحتی به تماشای یک فیلم که شما را به گریه وا می دارد بپردازید. این ممکن است به نظر احمقانه برسد، اما نتیجه خواهد داد. . ۴٫تفکرات مخرب را خنثی کنید. وقتی به کاری فکر می کنید چه افکار منفی ای به ذهنتان خطور می کند؟ برای خودتان یک مثال نقض واقعی بیاورید برای مثال اگر شما فکر می کنید ” من هرگز نمی توانم همه ی این را یاد بگیرم” باید به خودتان بگویید ” اگر دیگران توانستند این را یاد بگیرند پس من هم می توانم “. ۵٫کارهایتان را به اجزای کوچکتری بشکنید. شما باید کارهایتان را مجسم کنید، به کارهایی بپردازید که باعث عقب ماندن شما شده و همچنین تفکرات مخرب خود را معین کنید. حالا کارهای بزرگ را به یک سری از مراحل انجام شدنی کوچک بشکنید، بنا براین شما می توانید تمرکزتان را بر روی رسیدگی به کار کوچگ بعدی بگذارید. هر قسمت از پروژه را به بخش های کوچکتر تقسیم کنید که شامل جزئیاتی نظیر این باشد که: با چه فردی باید صحبت کنید و در چه موردی، کجا و چه زمانی باید کار کنید و پیش بینی می کنید هر مرحله چه مدتی طول خواهد کشید. ۶٫بعد ازهر مرحله ی کوچک خودتان را تحسین کنید.برای تبریک گفتن به خودتان منتظر تمام شدن کل کار نباشید برای هر پیروزی کوچکی خودتان را تحسین کنید، برای اتمام هر مرحله کوچک به خودتان پاداش بدهید. انجام چنین کارهایی به شما انگیزه بسیاری می دهد و همچنین از تخریب تلاشهایتان و ترس از شکست جلوگیری می کند. ۷٫خودتان را برای موانع آماده کنید. هنگامی که شما کار را به بخش های کوچکتر می شکنید، موانعی را که می تواند سر راه شما قرار بگیرد پیش بینی کرده اید. برای مثال، شما چگونه به پروژه های با ضرب العجل کوتاه تر موجود روی میزتان می پردازید؟ برای دنبال کردن طرح اصلی تان باید یک تاکتیک آماده داشته باشید. ۸٫با مقاومت مبارزه کنید. اکنون زمان آن فرا رسیده که از جا برخیزید و کارهایی که به تعویق می انداختید را به عهده بگیرید. زمانی که شما شروع به انجام این کار کنید، احتمالا با مقاومتهایی از جنس بهانه، خلق بد و دلسردی مواجه خواهید شد.. به خودتان بگویید ” زمانی که این کار را به انجام برسانم احساس بهتری خواهم داشت” این را مانند یک شعار تکرار کنید تا زمانی که اشتیاق به تعویق انداختن کار در شما از بین برود . ۹٫از پیروزی تان لذت ببرید. به پایان رساندن یک کار دلهره آور رضایت بخش است. به خودتان یادآوری کنید که احساس مؤثر بودن فوق العاده ای خواهید داشت هنکامی که کارهای عادی و روزمره را یک بار و برای همیشه از خودتان جدا کنید. انجام دادن کارهایی که از انجام آن دوری می کردید زندگی کاریتان را ساده تر خواهد کرد. بعد از انجام آنها احساس انرژی بیشتری خواهید کرد. شب بهتر می خوابید و از احساس پیروزی لذت می برید.

مدیر عاملی وجود داشت که عمیقاً در بدهی بود و نمی‌توانست هیچ راهی برای خروج از آن بیاید. طلبکاران او را محاصره کرده بودند. تأمین کنندگان درخواست پرداخت داشتند. او بر روی نیمکت پارک نشسته بود در حالی که سرش را در دستش گرفته بود و نگران از اینکه آیا می‌تواند شرکتش را از ورشکستگی نجات دهد. ناگهان پیرمردی پشت او ظاهر شد. او گفت: “می‌توانم ببینم که چیزی تو را نگران کرده است.” بعد از گوش دادن به مشکلات اجرایی، پیرمرد گفت: “باور دارم که می‌توانم تو را کمک کنم.” پیرمرد از مرد اسمش را پرسید، یک چک برایش نوشت و آن را در دستش فشرد و گفت: “این پول را بگیر. از امروز دقیقاً یک سال دیگر مرا اینجا ملاقات خواهی کرد، می‌توانی که در آن زمان پول را به من برگردانی.” سپس پیرمرد به همان سرعتی که آمده بود، برگشت. مدیرعامل در دستش یک چک ۵۰۰ هزار دلاری دید، که توسط جان دی راک فلر، یکی از ثروتمندترین مردان جهان امضا شده بود. او متوجه شد: “می‌توانم نگرانی‌های مالی‌ام را در یک لحظه پاک کنم!” اما در عوض، مدیرعامل تصمیم گرفت که چک را در گاو صندوق امنش نقد نشده باقی بگذارد. او فکر می‌کرد، فقط با دانستن اینکه چنین چکی وجود دارد ممکن است به او این قدرت را بدهد که روشی برای نجات کسب و کارش تدبیر کند. با خوش‌بینی تازه‌ای مذاکرات را انجام داد و زمان‌های پرداختش را تمدید کرد. چند فروش بزرگ را بست. در عرض چند ماهی که به دور از فکر بدهی بود یک‌بار دیگر شروع به پول درآوردن کرد. دقیقاً یکسال بعد، با چک نقد نشده به پارک بازگشت. در زمان مورد توافق، پیرمرد ظاهر شد. اما همانطور که مدیرعامل می‌خواست چک را برگرداند و داستان موفقیتش را به اشتراک بگذارد، پرستاری آمد در حالی که داشت می‌دوید و پیرمرد را گرفت. آن خانم گریه کرد و گفت: “خیلی خوشحالم او را گرفتم!” امیدوارم شما را اذیت نکرده باشد. او همیشه از آسایشگاه سالمندان فرار می‌کند و به مردم می‌گوید که او جان دی راک فلر است.” و او بازوی پیرمرد را گرفت و راه را به او نشان داد. مدیرعامل، متحیر و شگفت زده فقط آنجا ایستاده بود. در تمام طول سال در حال چرخیدن، معامله و خرید و فروش بود چرا که پشتش به نیم میلیون دلار گرم بود. ناگهان متوجه شد که این پول واقعی یا خیالی نبوده که او را به زندگی برگردانده است بلکه اعتماد به نفس بازیافته‌اش بود که به او قدرت دستیابی و تلاش برای رسیدن هرچیزی را بخشیده بود.